همیشه در باره ی هدف خلقت انسان و جهان فکر می کنم.سوال های زیادی دارم که جوابشان را نه در کتابی یافته ام و نه هیچ استاد و معلمی توانسته مرا قانع کند.
فلسفه ی آفرینش چیه؟چرا خدا ما رو آفرید؟برای اینکه به کمال انسانی برسیم و استعدادهایمان شکوفا بشود.خوب به خدا چی می رسه؟
2 شنبه ی پیش در کلاس معارف اسلامی 2 حاضر شدم.معمولاً سر این جور کلاس ها می خوابم!اما این ترم استاد با حالی داریم!
بحث سر پذیرش ولایت فقیه بود.منم گفتم استاد من به این جمله ی امام خمینی که می گویند دین ما عین سیاست ماست اعتقاد ندارم!
به نظر من دین و سیاست باید از هم جدا باشند و گرنه به دین لطمه می خورد.تازه ولی فقیه که امام و پیامبر خدا نیست که معصوم باشه.پس ممکنه اونم خطا کنه.پس دلیلی نداره ازش پیروی کنیم!
هنوز جمله ی آخر رو تموم نکرده بودم که دوستم زد روی پام و گفت فرزانه می شه ساکت بشی!الان میان می برنت اونجا که عرب نی می ندازه!منم گفتم اِ ! بذار حقیقت رو بگم.مگه دروغ می گم؟استاد گفت بحث آزاد!
دوستم گفت:نه که خیلی آزادی داریم که حالا بحث آزاد داشته باشیم؟
استادمون گفت حق با شماست دخترم.پیامبر خداش هم یه جایی ممکنه پاشو کج بذاره،اینا که دیگه جای خود دارند!
گفت الان توی جامعه ی ما دیگه همه به دین بدبین شدند و از دین بیزار!اونها که سنگ دین رو به سینه می زنن،مطمئن باش که یه نفعی براشون داره.دین شده ابزاری واسه رسیدن یه عده به ثروت و قدرت.تو اگه ولی فقیه رو قبول نداری،خدا رو که قبول داری.
حکم خدا عدل.هر جا دیدی عدالت برقرار نمی شه،کوتاه نیا.جلوی ریا و فریب و فساد رو من و شما باید بگیریم.همیشه به عقلت رجوع کن.از کسی کورکورانه تقلید نکن.
با خودم گفتم چه عجب!یکی پیدا شد از این اساتید معارف که بگه به عقلت رجوع کن نه اینکه بگه همینه که هست!خدا گفته،تو هم باید بهش عمل کنی و گرنه تو آتیش جهنم می سوزی.
خدایی چقدر ما رو از آتیش جهنم می ترسوندن!اون قدیما که دبستان و راهنمایی می رفتیم،کلی از عذاب های جهنم می گفتن و ما هم هر وقت این حرفا رو می شنیدیم،شب کابوسش رو می دیدیم!
یادم می یاد کلاس اول دبیرستان بودم که معلم دینی مون گفت بچه ها بهتون توصیه می کنم که حتماً کتاب سیاحت غرب رو مطالعه کنید.مطالب آموزنده ای داره!
وای!من چرا این کتاب رو خوندم؟اونم توی اون سن کم؟وحشتی که از مرگ و آخرت و عذاب بعد از خوندن اون کتاب به من دست داد قابل توصیف نیست!
یه معلم ابله که نمی فهمید چه کتابی به درد چه سنی می خوره باعث شد که من هنوز هم که هنوزه از یادآوری مطالب اون کتاب عذاب بکشم.امیدوارم یه روزی یکی پیدا بشه که جواب همه ی سوالات من رو بده.البته با اثبات و منطق.
من دوست ندارم چیزی رو کیلویی و همین جوری بپذیرم.اگه عقلم در مقابل چیزی ایمان آورد،این ایمان دیگه از بین نمی ره.
گرچه گفتند و شنیدیم که خانه ایمان قلب است!
اولین سوالم اینه که مگه خدا بیکار بود که یه کره ی گرد به اسم زمین رو خلق کرد و یکسری انسان رو هم خلق کرد که هر روز یکسری از این انسان هااز این دنیا می روند و یکسری دیگربه جایشان می آیند؟
اصلاً خدا چرا باید این نظام پاداش و جزا رو برقرار کنه که هر کی توی این دنیا انسان بود و کار خوب انجام داد می ره به بهشت و هر کسی هم که کار زشت انجام داد می ره به جهنم؟فلسفه ی آفرینش چیه؟چرا خدا ما رو آفرید؟برای اینکه به کمال انسانی برسیم و استعدادهایمان شکوفا بشود.خوب به خدا چی می رسه؟
2 شنبه ی پیش در کلاس معارف اسلامی 2 حاضر شدم.معمولاً سر این جور کلاس ها می خوابم!اما این ترم استاد با حالی داریم!
بحث سر پذیرش ولایت فقیه بود.منم گفتم استاد من به این جمله ی امام خمینی که می گویند دین ما عین سیاست ماست اعتقاد ندارم!
به نظر من دین و سیاست باید از هم جدا باشند و گرنه به دین لطمه می خورد.تازه ولی فقیه که امام و پیامبر خدا نیست که معصوم باشه.پس ممکنه اونم خطا کنه.پس دلیلی نداره ازش پیروی کنیم!
هنوز جمله ی آخر رو تموم نکرده بودم که دوستم زد روی پام و گفت فرزانه می شه ساکت بشی!الان میان می برنت اونجا که عرب نی می ندازه!منم گفتم اِ ! بذار حقیقت رو بگم.مگه دروغ می گم؟استاد گفت بحث آزاد!
دوستم گفت:نه که خیلی آزادی داریم که حالا بحث آزاد داشته باشیم؟
استادمون گفت حق با شماست دخترم.پیامبر خداش هم یه جایی ممکنه پاشو کج بذاره،اینا که دیگه جای خود دارند!
گفت الان توی جامعه ی ما دیگه همه به دین بدبین شدند و از دین بیزار!اونها که سنگ دین رو به سینه می زنن،مطمئن باش که یه نفعی براشون داره.دین شده ابزاری واسه رسیدن یه عده به ثروت و قدرت.تو اگه ولی فقیه رو قبول نداری،خدا رو که قبول داری.
حکم خدا عدل.هر جا دیدی عدالت برقرار نمی شه،کوتاه نیا.جلوی ریا و فریب و فساد رو من و شما باید بگیریم.همیشه به عقلت رجوع کن.از کسی کورکورانه تقلید نکن.
با خودم گفتم چه عجب!یکی پیدا شد از این اساتید معارف که بگه به عقلت رجوع کن نه اینکه بگه همینه که هست!خدا گفته،تو هم باید بهش عمل کنی و گرنه تو آتیش جهنم می سوزی.
خدایی چقدر ما رو از آتیش جهنم می ترسوندن!اون قدیما که دبستان و راهنمایی می رفتیم،کلی از عذاب های جهنم می گفتن و ما هم هر وقت این حرفا رو می شنیدیم،شب کابوسش رو می دیدیم!
یادم می یاد کلاس اول دبیرستان بودم که معلم دینی مون گفت بچه ها بهتون توصیه می کنم که حتماً کتاب سیاحت غرب رو مطالعه کنید.مطالب آموزنده ای داره!
وای!من چرا این کتاب رو خوندم؟اونم توی اون سن کم؟وحشتی که از مرگ و آخرت و عذاب بعد از خوندن اون کتاب به من دست داد قابل توصیف نیست!
یه معلم ابله که نمی فهمید چه کتابی به درد چه سنی می خوره باعث شد که من هنوز هم که هنوزه از یادآوری مطالب اون کتاب عذاب بکشم.امیدوارم یه روزی یکی پیدا بشه که جواب همه ی سوالات من رو بده.البته با اثبات و منطق.
من دوست ندارم چیزی رو کیلویی و همین جوری بپذیرم.اگه عقلم در مقابل چیزی ایمان آورد،این ایمان دیگه از بین نمی ره.
گرچه گفتند و شنیدیم که خانه ایمان قلب است!
وجود ما معمایی ست حافظ که تحقیقش فسون است و فسانه
۲ نظر:
Rational arguments don't usually work on religious people. Otherwise, there wouldn't be religious people.
fekr konam akharesh be hamin natije beresam
ارسال یک نظر