جستجوی این وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید


۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

خود سانسوری!

مطلبی را می نویسم بعد آن را می خوانم،به خودم می گویم این مطلب سیاسی است،خیلی هم سیاسی است! بعد با آن کلنجار می روم و خیلی از جملاتش را حذف می کنم و آنچه را هم باقی مانده تغییر اساسی می دهم!دوباره نوشته را می خوانم و به خودم می گویم این اساسش تخریب شده!دیگر آن چیزی نیست که من در ذهنم داشتم و می خواستم به دیگران بگویم!نه!این آنی نبود که می خواستم بنویسم.
من در این نوشته ها ی سانسور شده حرفم را نزده ام.خودم را سانسور کرده ام.افکارم را سانسور کرده ام.من ذهنم را با اندیشه هایش محبوس کرده ام.
چرا خودم را سانسور می کنم؟دلیلش ترس است؟یا نهیب ها و اخطارهای کسانی که نگرانم هستند و نمی خواهند زبان سرخم سر سبزم را به باد دهد؟
 دلیلش جامعه ایست که خودش سانسور کردن را از همان کودکی به تو یاد می دهد!و تو سانسور کردن را با مقایسه کارتون هایی که در تلویزیون می دیدی با آنها که در ماهواره  نشانت می دادند و یا مامان برایت می خرید می فهمیدی و تازه داستان کارتون را متوجه می شدی!
فرقی ندارد چه نوع سانسوری باشد؛سانسور سانسور است!هر نوع آن قبیح است و شرم آور تر خود سانسوری است!
دوستی می گفت در چنین جامعه ایی که  ترس نوعی پیش گیری از وقوع بلایای احتمالی است که جامعه سرت می آورد(مثل زندان،شکنجه و...)آن هم فقط برای اینکه عقیده ات با آنها که می دانی یکی نیست،تو نباید خودت را محکوم کنی که چرا خودم را سانسور کردم.تو ترسی داری که به نوعی سر سبزت را حفظ می کند!



هیچ نظری موجود نیست: