جستجوی این وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید


۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

مثل یه رودخونه

از برخی دوستانم خسته و دل زده شده ام!احساس می کنم من را درک نمی کنند!من را نمی فهمند!انگار خیلی دور اند از من.فاصله مان روز به روز بیشتر می شود و تضاد هایمان روز به روز خودشان را بیشتر نشان می دهند!آدمی که تا 6 ماه پیش صمیمی ترین دوستم بود حالا انگار زیاد باهاش راحت نیستم!
نمی دانم مشکل از کجاست!نمی دانم قصه از کجا شروع شد.شاید از جایی که برایم یقین شد هدف هایمان با هم فرق می کند،رویا ها و آرزوهایمان یکی نیست.به عبارت دیگر حس کردم دنیا هایمان از هم جداست!چیزهایی که برای او مهم هستند برای من اهمیتی ندارند و چیزهایی که برای من مهم هستند برای او مهم نیستند.هدف های من برای او بزرگ می نماید و دست نیافتنی.
دنیای مرا با همه ی آرزوهایم خیلی دور و دراز می داند!دنیای او،دنیای من!شاید مسخره باشد؛دنیا فقط یکی ست،دید انسان ها با هم متفاوت است.
من  حس می کنم کسی نیست این دور و برها که احساس منو درک بکنه.کسی که برای اهدافم ارزش قائل بشه.دوستی که هدف بزرگ زندگی من براش دور نباشه و هی نگه به هدفت نمی رسی و این ها یه رویاست.
کم کم دارم از بعضی آدمای زندگیم   فاصله می گیرم.خواسته یا ناخواسته دیگه باهاشون راحت نیستم.حس می کنم  افکارمون هر روز بیشتر و بیشتر با هم تضاد پیدا می کنه.نه من مثله اونا می شم و نه اونا مثل من!
تصمیم گرفتم دنیای خودم رو خودم بسازم.دنیای خودم رو خودم تعریف کنم.می خوام به همه ی اهداف زندگیم برسم. بی اعتنا به حرف های نا امید کننده ی دیگران راهم رو ادامه بدم.همراه نمی خوام،خودم می تونم.اهداف من از اونا خیلی مهم تره!زندگی به چشم من یه فرصته طلاییه که باید سریع بفهمی از دنیای دور و برت چی می خوای و زود تلاش کنی تا بهش برسی.
آدمایی که هدفشون فقط گذروندن زندگیه برام مهم نیستن.امروز راهم رو ازشون جدا کردم.مثل یه رودخونه که از سرچشمه جدا می شه و مسیر خودش رو انتخاب می کنه.با این تفاوت که  اونا برای من سرچشمه نبودن.
این رودخونه می خواد جاهای زیادی رو ببینه،باید از جاهای مختلفی عبور کنه،باید سختی ها ی زیادی رو پشت سر بذاره تا به دریا برسه.اونوقت  به آرامش می رسه.


۱ نظر:

ويدا گفت...

آره خيلي خيلي كمن آدمهايي كه ميفهمي ميتوني باهاشون دوست "بموني"